افراد خودشیفته
اشتراک‌گذاری مطلب:

ویژگی آدم‌های خودشیفته

بعضی از روان شناسان اعتقاددارند همه انسان‌ها درصدی خودشیفته هستند، اما آنچه از آن به‌عنوان اختلال شخصیتی خودشیفتگی نام می‌برند، به مواردی گفته می‌شود که درصد خودشیفتگی بیش‌ازحد معمول باشد.

شخص خودشیفته احساس و باور و اعتقادی به بزرگی، خوبی و اهمیت و به‌دردبخور بودن خودش دارد که در گفتارش نیز به‌راحتی دیده می‌شود. فکر می‌کند تأثیر زیادی بر دیگران وزندگی‌شان دارد. با تمام وجود این احساس را دارد. دیگران را کمتر و کوچک‌تر از خود می‌بیند.

خود را استثنایی و منحصربه‌فرد می‌داند. مثلاً: نام او، بهترین اسم است، زمان تولدش بهترین است، شهر یا محله‌ی تولدش جایگاه خاص تاریخی دارد و ۵۰۰ سال قبل فرد مهمی در آنجا متولدشده. توقع دارد دیگران او را استثنایی بدانند، ورودش به مهمانی باید کاملاً محسوس باشد.

فکر می‌کنند همیشه حق با آن‌هاست. دیگران باید نظر آن‌ها را در مورد رنگ‌ها و طعم‌ها بپذیرند و باید به حقانیت او اعتراف کنند. جایی برای گفتگو در این موارد اختلاف نمی‌دانند.

همیشه از دیگران استفاده و سوءاستفاده می‌کنند. مدتی به شما توجه و محبتی می‌کنند تا شما را به کاری بگیرند و بعد از مدتی بنا به دلایلی و به بهانه‌ای شما را رها می‌کنند.

به خود حق می‌دهند که دیگران را می‌توانند مورداستفاده قرار دهند. مثلاً اگر شما یک ساعت وقت به آن‌ها بدهید، اگر آن‌ها برای مدت بیشتری از شما کمک خواستند، آن‌ها فکر می‌کنند شما حق اعتراض ندارید.

اصولاً توانایی همدردی و همدلی ندارند و خود را جای دیگران نمی‌توانند بگذارند. از بچه‌های چندماهه و چندساله توقعات بسیار زیادی دارند. اگر ظاهراً سخن از همدردی می‌کنند، ولی کاملاً سطحی و ظاهری است و آن حال و احساس را در آن‌ها نمی‌بینید. وقتی از شما تشکر می‌کنند، طوری آن را ادا می‌کنند که خودشان در آن مطرح باشند (خودنمایی).

موضوع‌ها و مسائل خودش مهم و منحصربه‌فرد هستند. هیچ‌کسی تجربه‌های او را نداشته. همه‌چیزهای مربوط به او بی‌همتاست. مهم‌ترین شب سال، تاریخ تولد اوست. مسائل عمومی خود را عجیب می‌داند. اگر کسی دروغ به او گفت، می‌گوید چطور یک نفر به دیگری دروغ می‌گوید یا خیانت می‌کند (انگار که اولین بار است چنین اتفاقی می‌افتد). چرا با من چنین شد؟ چرا من باید بیمار بشوم؟ چرا عزیزان من باید مریض شوند؟

نیاز شدید به توجه دیگران دارد. باید مرکز توجه باشند. بحث‌هایی را که مطرح می‌شوند را به رشته خود مربوط می‌کنند و آن‌ها را از دیدگاه رشته خود بررسی و مطرح می‌کنند. وقتی توانایی نواختن آلت موسیقی یا گفتن لطیفه بامزه‌ای ندارد، با خنده زیاد از لطیفه‌ای بسیار بی‌مزه، توجه دیگران را به خود جلب می‌کنند. از مردم انتظار احترام و اطاعت دارند. (پدر و مادرها: هرچه من گفتم بد و غلط را باید انجام بدهی). به دنبال بردگی و مرید و شاگرد شدن هستند. دوست دارند دیگران در خدمت آن‌ها باشند. در ازدواج، می‌خواهند فرد را برای تمام وجودش داشته باشند.

بسیار شکننده و حساس هستند. ظاهراً محکم هستند، ولی یک حادثه و اشتباه، یا کثیف بودن کراوات، یا اشتباه بودن کراواتی که زده‌اند، یا حرفی که آن‌ها زده‌اند، توسط کسی که آگاه هست، تصحیح شود، به هم می‌ریزند. خشم و کینه و تنفر همیشگی نسبت به افراد پیدا می‌کنند.

به‌هیچ‌وجه تحمل نقد را ندارند. هیچ‌وقت نمی‌توانید صمیمانه و صادقانه نظر، باور و اعتقاد و حرفش را به‌نقد بکشید. اگر کار به انتقاد بکشد، جایی برای قبول و پذیرش شما نخواهد داشت؛ و واکنش‌های تند و شدیدی را خواهد داشت. برچسب‌هایی که به شما می‌زند، کلامی که استفاده می‌کند، حوادث نامربوط را به یاد شما می‌آورد و به دیگران می‌گوید. مثلاً در بحث‌های اجتماعی و سیاسی، در مورد دایی دیوانه شما یا دختر شما که طلاق گرفته صحبت می‌کند که هیچ ارتباطی با موضوع ندارد.

در ابتدا کوشش می‌کند که پذیرفته شود و موردپسند دیگران قرار بگیرد تا دیگران عقاید او را برتر از دیگران بدانند و ممکن است در ادامه کنترل خود را از دست بدهد. یا نفر اول هستند، یا نفر آخر که صحبت می‌کنند، و همه باید قبول کنند که مطلبش بهترین بوده.

علاقه عجیبی دارند که موردستایش و پرستش قرار گیرند. تملق و چاپلوسی (حتی دروغ و زشتش) را دوست دارد.

سخت مشغول خود وزندگی خود است. مقدار بیش‌ازحدی از انرژی روانی‌اش مشغول خود است. همه‌چیز را از دید خود می‌بیند. اگر گرسنه است، ۱۰۰ نفر دیگر هم باید غذا بخورند. اگر خسته است، باید مهمانی تعطیل شود و همه به خانه بروند. محل پارک ماشینش باید متفاوت باشد. باید مدام نظر دیگران را راجع به خودش بداند.

پر از غرور و تکبر است. افتخار و سرافرازی ندارد. اگر جوان است، جوانی خودش مهم است. اگر مسن است، سن بالا افتخار دارد. اگر از ده می‌آید، دهاتی‌ها مهم هستند. اگر شهری است، شهری‌ها مهم‌ترند. فاصله زیادی بین خود واقعی و خود ایدئال او هست. هنگام ورود به مهمانی به صورتی می‌آید که همه به او خوش‌آمد بگویند، او را ببینند. غرور و تکبر مشخصه‌های او هستند و اگر کسی آن را رعایت نکند، برآشفته می‌شوند.

حسادت و رقابت. حتی نسبت به کسی یا کاری که در حیطه رشته او نیست. اگر از توانایی کسی بگویید، به او برمی‌خورد، به دنبال عیب و ایرادی در او می‌گردد و آن را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد. اگر می‌بیند دیگران خانه‌ای خریدند، او هم باید بخرد. اگر سفر رفته‌اند یا فرزندی آورده‌اند، او هم باید این کار را بکند.

معتقد است که باید با افراد مهم و معروف در ارتباط باشد. از خانه‌ای که نزدیک خانه افراد مهمی بوده صحبت می‌کند. داشتن رابطه با افراد مهم برایش بزرگی می‌آورد و برعکس. اگر ناچار به رابطه با افراد سطح پایین جامعه داشته باشد، آن‌ها مخفی می‌کند.

انتظار دارد که رفتار مردم با او باید با دیگران متفاوت باشد. همه باید برای من از جای خود بلند شوند. فقط به من بگویند که خوش‌آمدی. فقط باید به من بگویند که چقدر آگاه و دانایید.

پر از توقع و انتظار هستند. می‌خواهند که اولین نفر باشند که دعوتشان می‌کنید. انتظار دارند اگر ۳ ساعت هم دیر به مهمانی آمد، کسی شام نخورد. توقع و انتظار آن‌ها همیشه باخشم همراه هستند که چرا دیگران متوجه نیستند. تا برای پرواز هواپیما وقتی‌که به‌موقع است و آغاز یک تئاتر و کنسرت هم ناراحت می‌شوند.

انتظار دارد همه قدر او را بدانند و از کاری که کرده تعریف کنند و همه از آن باخبر باشند. اگر مادر یا پدر بوده، فرزندان باید از خوبی‌های او بگویند.

دیگران را به‌عنوان شیء و کالا می‌بیند. برای انسان، ارزش انسانی قائل نیست. دیگران را به‌عنوان نردبانی می‌بیند که مایل است از آن بالا برود. انسان‌ها وقتی ارزش‌دارند که او به آن‌ها توجه و یا از آن‌ها استفاده می‌کند. با ازدواجش، چتری از محبت و لطفش به روی آن فرد و خانواده‌اش و مردم شهر انداخته و همه باید از او تعریف کنند.

بی‌اعتنا به قانون و حتی اصول اخلاقی است. ظاهراً آن را حفظ می‌کنند، ولی انتظار دارد برای او استثناء قائل شوند. اگر کسی نمی‌تواند وارد این ساختمان شود، به او اجازه دهند. برای خود جنبه‌ای از استثناء قائل است. برخورد صاحب مغازه باید با او بسیار متفاوت باشد. قوانین و اصول اخلاقی در حد تعبیر و تفسیر او اهمیت پیدا می‌کنند. اعتنایی به قوانین و مقررات ندارد ولی از دیگران توقع و انتظار عمل به آن‌ها رادارند.

در کارها اصرار می‌کند. شما را وادار به کاری می‌کنند. با گفتن مکرر و تحت‌فشار قرار دادن شما. کارها را تعقیب می‌کند و تا رسیدن به نتیجه نهایی نمی‌ایستد. به گونه‌های مختلف فشار وارد می‌کند، تهدید، تشویق، خواستن از مادر شما برای تماس با شما

در مورد خودش، نظری واقع‌بینانه ندارد. در زمان نقد و قضاوت، خودش را آن‌گونه که هست نمی‌بیند. در آینه فکرمی کند که این صورت او نیست. وقتی عکس خود را می‌بیند، چون تصوری که از خودش دارد، غیر از چیزی است که در عکس هست، خوشحال نمی‌شود و از یک سن و سالی به بعد دیگر حاضر به گرفتن عکس نیست.

برای همه‌چیز توضیح و توجیه دارد. توان این را دارد که باوجوداینکه کاری بد و غلط کرده، آن را آن‌قدر بپیچاند که به‌نوعی خوب جلوه دهد.

این فرد اصولاً می‌تواند در روابط احساسی و عاطفی، دیگران را آزار دهد و در روابط جنسی حالتی از خشونت و دیگرآزاری دارند.

زمینه‌ای برای فرافکنی حالات خود دارد. احساس خود را واقعیت خارجی می‌داند. احساس خود را ملاک ارزیابی و اندازه‌گیری می‌داند. تصور می‌کند اگر او از چیزی لذت می‌برد، هرچند برای دیگری دردآور است، او هم بالاخره لذت می‌برد و یا خواهد برد. فکر می‌کنند اگر کسی به خاطر دیگری رنج ببرد، آدم خوبی بوده و عشق خود را به او نشان داده است.

به دلیل اینکه موجوداتی بدون مقصود و بدون معنی در زندگی هستند، ولی چون هدف جو و به دنبال هدف‌های مشخصی در زندگی هستند و در سطح می‌دوند، بااین‌حال حوصله‌شان از خودشان سر می‌رود. اغلب همه‌چیز را به‌صورت حداقل به پایان می‌برند. اگر مدرک باید بگیرند، در حد قبولی، اگر کاری را باید انجام دهند، هم همین‌طور.

زمینه‌ای برای دلیل‌تراشی و خیال‌بافی دارند. موضوعات را با استدلال‌های عجیب‌وغریب همراه می‌کنند. اگر آسیبی به شما زدند، می‌گویند که این آسیب باعث آگاهی شما می‌شود تا دیگر گرفتار مسائل دیگر نشوی.

موجوداتی تنها هستند. خود و دیگران را بد می‌دانند. فکر می‌کنند از رابطه جز درد و رنج چیزی به دست نمی‌آید. تنها و بی‌کس‌اند. جدا هستند. ادعای استقلال می‌کنند ولی بدون رابطه با دیگران، جدا از دیگران هستند. وجودی خالی دارند و این حوصله‌شان را از خود وزندگی سر می‌برد. آماده‌اند دیگران و یا چیزی را در خود جا دهند و یا به‌نوعی وجود خالی دیگری را پر کنند.

با واقعیت دنیای خارج خودکاری ندارند. تصورات و تخیلات خود را واقعی می‌دانند.

بیشتر اوقات آرزوهای خود را به‌عنوان واقعیت می‌بینند. اگر چیزی را دوست دارند، آن اتفاق افتاده است؛ و متوجه نیستند که این اتفاق مربوط به آینده هست.

در مورد گذشته و آینده همیشه با اغراق و کوچک و بزرگ کردن‌های عجیب‌وغریب همراه‌اند. اگر بخواهند مهمانی را مهم جلوه دهند، آن‌گونه تعریف می‌کنند که انگار چنین مهمانی تابه‌حال اتفاق نیفتاده؛ و اگر بخواهند آن را خراب کنند، به‌عنوان یکی از بدترین حوادث زندگی خود می‌کنند.

کوشش می‌کنند که همیشه جالب و جذاب باشند. در آرایش خود، بیان خود، برخوردشان، کاربرد لغات و کلماتشان می‌شود دید.

حالت همیشه قانع و راضی‌کننده دیگران دارند. دیگران را مجبور به رسیدن به نتیجه‌ای می‌کنند که موردتوجه آن‌ها بوده است.

گفتار کلی دارند. مباحث را در جزییات نمی‌بینند و می‌توانند منظور خود را به‌راحتی به هر طرفی حرکت بدهند و معمولاً در نظراتشان دقت وجود ندارد.

فکر می‌کنند که از عهده همه کارها برمی‌آیند. اگر از اول به دنبال نقاشی رفته بودند، الآن نقاش بزرگی بودند،

 تفاوت‌ها و اختلافات کوچکی را که دیگران با آن‌ها دارند را می‌بینند. اگر حرفی بزنید که کمی با آن‌ها مختلف و متفاوت باشد، آن‌ها به‌عنوان یک اشکال و زمینه‌ای برای کوبیدن شما و جنگی بزرگ می‌دانند.

چون بی‌توجه، بی‌اعتنا هستند و به بودونبود یا تغییرات دیگران اهمیت نمی‌دهند، از دید آدم‌های سطحی به نظر خونسرد و مطمئن و در کنترل هستند.

ادعاها و گفتارهای دروغ و فریبنده زیادی دارند. بعضی وقت‌ها پس از گذشت زمان، آن دروغ‌ها را به شکل واقعیت می‌بینند.

افرادی ظاهراً یا واقعاً زیرک و زرنگ هستند. توانایی دارند که بازی‌های مختلف کنند و نه‌تنها با دیگر فریبی بلکه با خودفریبی، به برخی از اهدافشان برسند چون توانایی تحریک و شستشوی مغزی خود را هم دارند.

موجوداتی هستند که دیگران را حسود، ناتوان، بیمار، گرفتار، ابله و نادان می‌بینند. تصور می‌کنند که هرکسی که در مورد آن‌ها چیزی می‌گوید، غرض و مرضی دارد که او را که برتر از دیگران است را خراب کند.

در ظاهر رعایت ادب و آداب اجتماعی را می‌کنند و به مقدار زیاد می‌توانند خود را کنترل کنند، ولی در شرایط کمی نامناسب و زمانی که تحت‌فشار هستند، اداره خود را از دست می‌دهند و بسیار بددهن و بدزبان می‌شوند و لغاتی را به کار می‌برند که مناسب آن شرایط نیست. اگر شرایط از حد بگذرد و در تنگنا قرار گیرند، وجود متعفن خود را نشان می‌دهند. در آغاز ماری خوش‌خط‌وخال بودند ولی در شرایط فشار، کسی را از نیش خود بی‌نصیب نمی‌گذارند.

زمینه‌ای برای برانگیختگی خوددارند. با رفتن سراغ تصورات خود، احساس بزرگی و عظمت کنند و خود را بی‌نیاز و به‌دوراز دیگران بدانند. مدتی در خانه بمانم تا دیگران قدرم را بدانند و در همین حال کتابی بنویسم که در جامعه مطرح شود،

معمولاً از انرژی بسیار برخوردارند و افرادی بسیار فعال و پرکار هستند. وقت زیادی برای خواب و استراحت ندارند. فکر می‌کنند خود را باید به همه‌چیز برسانند و درزمینهٔ های مختلف درگیر هستند و فعالیت‌های متنوعی دارند. حتی بااینکه تخصصی درزمینهٔ ای ندارند، حاضر هستند برای کارشناسان آن رشته سخنرانی کنند.

ترس عجیبی از عادی دیدن و معمولی بودن خوددارند. از انسان‌های عادی و معمولی بدشان می‌آید.

از اشتباه و شکست خود و اینکه مردم از آن‌ها بد بگویند بدشان می‌آید. پس محافظه‌کاری می‌کنند و دیگران را به جلو می‌اندازند تا مطمئن شوند. اشتباه را پنهان می‌کنند و از آن نمی‌آموزند. یا مسئولیت آن را به عهده دیگری می‌اندازند. درگیر مسابقه‌ای نمی‌شوند مگر اینکه بدانند که حتماً برنده‌اند.

چیز ناقص و ناکامل را بد و غلط می‌دانند. اعتقاددارند: یا مهمانی نده، یا جوری بده که زبانزد همه شود. نباید کاری کرد، مگر اینکه بهترین باشد. نوعی کمال پرستی دارند. نسبت به بعضی کارها وسواس شدیدی پیدا می‌کنند و وقت و نیروی شدیدی صرف آن می‌کنند.

در مورد موفقیت‌های داشته و نداشته خود بسیار اغراق می‌کنند. چنین و چنان بوده‌اند و در بین دوستان چنین جایگاهی داشته‌اند.

مخالفت و مقاومت دیگران را بابی رحمی درهم می‌شکنند. فقط از سر راه دورتان نمی‌کنند، بلکه از سر راه برمی‌دارند. در مورد بچه‌های خود که مخالفتی با نظر آن‌ها می‌کنند، برخوردی عجیب و خشن می‌کنند.

غالباً به دنبال جانشین کردن چیزی با چیز دیگری هستند. اگر نتوانستند با مطلبی توجه کنند، با رقص‌های عجیب‌وغریب یا انتقاد از موسیقی یا هوا یا هزینه جشن، توجه دیگران را جلب می‌کنند. از موضوعی به موضوع دیگر و از راهی به راه‌های دیگرمی روند.

آماده‌ای تا برندت رو ارتقا بدی؟

باید با هم کار کنیم تا یک استراتژی بازاریابی ایجاد کنیم که نتایج را به ارمغان بیاورد. امروز با ما تماس بگیرید تا شروع کنید.