
بنفشه ریاحی
درواقع زندگی یک رقابت مداوم است که هیچوقت متوقف نمیشود. زمان خیلی سریع میگذرد و گاهی ما از آن عقب میمانیم. روزها آنقدر سریع از جلوی چشممان رد میشوند که گاهی اوقات اصلاً نمیفهمیم کجای زندگی هستیم.
این وسط ممکن است به فکر تغییر بیفتید؛ خیلی هم عالی است! بیایید از امروز شروع کنیم. بیایید باهم ببینیم چطور باید از حداکثر تواناییها و پتانسیلهایمان در زندگی استفاده کنیم تا همهچیز را تغییر بدهیم.
خودآگاهیتان را افزایش بدهید
سنگ بنای هر نوع خودسازی، خودآگاهی است. اگر ندانید که چرا باید تغییر کنید یا چرا میخواهید تغییر کنید، نمیتوانید بهسادگی تغییرات خوب و مناسبی در خودتان ایجاد کنید. درست به همین خاطر است که شما نمیتوانید دیگران را مجبور کنید یا انتظار داشته باشید به خاطر شما تغییر کنند.
تغییر باید چیزی باشد که متناسب با بخشی از شخصیت شما باشد یا نیازتان را برآورده کند. از خودتان بپرسید به چه چیزی علاقه دارید؟ چه چیزی در درونتان حرف میزند؟ وقتی همهجا ساکت است و ذهنتان سرگردان است، چه چیزی شما را صدا میزند؟ چه چیزی در وجودتان جرقه میزند؟ شادی؟ غم؟ و یا عصبانیت؟
شاید همالان در شرایط سختی به سر میبرید و هیچچیزی باعث ایجاد علاقه یا احساس خاصی در شما نمیشود. هیچ اشکالی ندارد. اگر فکر میکنید دچار احساسات ناخوشایند یا آزاردهنده شدهاید این مسئله را با مشاور یا روانشناس مطرح کنید تا به شما کمک کند بفهمید درون شما چه میگذرد و چرا.
اگر دچار افسردگی، اضطراب و یا مشکلات دیگری هستید که باعث میشوند نتوانید با خود واقعیتان، خودی که زیر همه این احساسات پنهانشده است ارتباط برقرار کنید، اولین قدم برای حل این مشکل بسیار ارزشمند خواهد بود.
نقاط ضعفتان را شناسایی کنید و سرسختانه نقاط قوتتان را دنبال کنید
فهمیدن نقاط ضعف و قوت میتواند روند خودسازی را بسیار آسانتر کند. بفهمید چه چیزهایی برایتان سخت و مشکل است؟ در چه مواردی مشکلدارید؟ آیا روشهایی برای حل این مشکلات وجود دارد؟ آیا ابزاری برای کمک به شما در مسیر عبور از این مشکل وجود دارد؟ آیا این نقاط ضعف چیزی هستند که بتوانید از آنها دور شوید و کنارشان بگذارید؟
مورد آخر به کمی توضیح نیاز دارد. همه میدانیم که ما در روز فقط ۲۴ ساعت وقت داریم و هر ساعتی که بگذرد دیگر هیچوقت برنمیگردد. حالا اگر این وسط موردی وجود داشته باشد که شما در آن مهارت ندارید و این نقطهضعف مانع از رسیدن شما به موفقیت شده، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید یا خودتان بهتنهایی با آن دستوپنجه نرم کنید؟
مثلاً ممکن است تصمیم بگیرید که دوباره درس خواندن را شروع کنید. اگر ترک تحصیلکردهاید دوباره به مدرسه برمیگردید و شروع به تلاش کردن میکنید. از طرف دیگر میتوانید معلم خصوصی بگیرید و به این طریق به هدفتان برسید. بهاینترتیب راحتتر و زودتر هدفتان محقق میشود.
حل یک مسئله بهتنهایی ممکن است دهها ساعت طول بکشد، اما وقتی از یک راهنما و فرد آگاه کمک میگیرید شاید در عرض ۲۰ دقیقه بتوانید مسئله را حل کنید. در این ۹ ساعت و ۴۰ دقیقه خیلی بهتر میتوانید به استراحت، مطالعه و تلاش برای پرورش نقاط قوت خودتان بپردازید.
هر چه زمان بیشتری برای نقاط قوتتان خرج کنید بهتر میتوانید آنها را قویتر کنید. وقت خود را با تمرکز بیشازحد برای برطرف کردن نقاط ضعفتان هدر ندهید، بلکه آنها را بشناسید، درک کنید و دنبال روشهایی برای کاهش تأثیر آنها باشید تا بتوانید تأثیر نقاط قوتتان را افزایش بدهید.
اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خودتان را مشخص کنید
کسی که بخواهد از حداکثر پتانسیل و تواناییاش استفاده کند برای خودش هدف تعیین میکند. دلیل تعیین هدف این است که شما بفهمید درنهایت میخواهید به کجا برسید. این هدفها را بهعنوان نشانههایی در مسیر موفقیتتان در نظر بگیرید.
تکنیکهای زیادی برای تعیین هدف وجود دارد که رایجترین آنها تکنیک SMART است. SMART مخفف کلمات Specific خاص و مشخص، Measurable قابلسنجش و اندازهگیری، Achieveable دستیافتنی، Relevant مرتبط و timely زماندار است. اینها مؤلفههای مهمی برای تعیین یک هدف هستند.
خاص و مشخص: هدف شما نباید انتزاعی و ذهنی باشد، بلکه کاملاً باید مشخص کنید که چه میخواهید.
قابلسنجش و اندازهگیری: هدفتان باید طوری باشد که بعد از گذشت زمان بتوانید میزان موفقیت یا شکستتان را اندازهگیری کنید.
دستیافتنی: در مورد چیزی که میخواهید واقعبین باشید و هدفی تعیین کنید که بتوانید به آن برسید.
مرتبط: هدف شما باید در راستای اهداف بزرگترتان و مرتبط به خودتان باشد.
زماندار: داشتن اهداف بلندمدت خوب است، اما شما باید اهداف کوتاهمدتی که بتوانید در ظرف زمان مشخصی به آنها برسید هم داشته باشید.
اهداف سست و بیپایه خوب نیستند، چون جهت معنیداری به شما نمیدهند. این اهداف به شما امکان نمیدهند که از حداکثر پتانسیل خودتان استفاده کنید. درواقع ممکن است این هدفها به خیالپردازی تبدیل شوند و فقط وقتتان را تلف کنند.
برای موفقیتتان یک نقشه راه تعیین کنید
نقشه موفقیت شما از جایی که الآن در آن هستید به سمت مقصد هدایت میکند. شما باید بدانید که قرار است چطور بهجایی که میخواهید برسید. مثلاً اگر میخواهید پزشک بشوید، مسیر شما شامل مواردی مثل فرایند کامل آموزش، آموزش پیشرفته، آزمون و صدور مجوز خواهد بود.
راه آسان برای تهیه نقشه مسیر این است که از آخر شروع کنید و به عقب بروید. علاوه بر این میتوانید از افرادی که قبلاً به این هدف رسیدهاند بپرسید که چطور باید به موفقیت دست پیدا کنید. با سؤال کردن و صحبت با افرادی که قبلاً این مسیر را رفتهاند کارتان خیلی راحتتر میشود.
فقط یادتان باشد که بیشازحد برنامهریزی نکنید. بهترین راه برای ترسیم نقشه راه این است که یک طرح کلی در نظر بگیرید. نقاط اصلی را در نظر بگیرید؛ اما سعی نکنید بیشازحد روی این نقاط برنامهریزی کنید.
مثلاً اگر قرار است پزشک شوید، باید مدرک این رشته را داشته باشید. اگر مدرک ندارید باید در دانشکده پزشکی تحصیل کنید و مدرک بگیرید. اگر در دانشکده پزشکی تحصیل نمیکنید باید آزمون بدهید و قبول شوید. خودتان را به تحصیل روی یک دانشگاه محدود نکنید. چون ممکن است در آن دانشگاه قبول نشوید. پس به مسیرتان کلی نگاه کنید و خیلی جزئی بین نباشید.
ترسهایتان را از بین ببرید
اگر با ترستان مقابله نکنید و راهی برای عبور از آن پیدا نکنید، ترس، شما را از زندگی بازخواهد داشت. ترس همان چیزی است که اجازه نمیدهد از منطقه امنتان بیرون بیایید. منطقه امن شما جایی است که لازم نیست در آن شجاعت زیادی به خرج بدهید و میتوانید به همین شکل زندگی کنید.
اما حداکثر پتانسیل و تواناییهای شما جایی خارج از محدوده امنتان است؛ پس باید از این منطقه امن بیرون بیایید. حداکثر تواناییهای شما جایی بروز میکند که خطرات را میپذیرید، با چالشها روبرو میشوید و ترسهایتان را پشت سر میگذارید.
شاید متوجه شوید که تواناییهای شما در دنیای کسبوکار یا بهعنوان کسی که یک موسسه خیریه یا NGO را اداره میکند بروز پیدا میکنند. ممکن است وقتی پا به این عرصهها میگذارید، مقداری اضطراب اجتماعی را تجربه کنید یا سخنرانی جلوی جمع شما را وحشتزده کند؛ اما برای اینکه به حداکثر پتانسیل و توانایی خودتان دست پیدا کنید باید با این ترسها روبرو شوید و بر آنها غلبه کنید.
ترس چیزی است که در اکثر موارد بهطور کامل از بین نمیرود؛ بنابراین خیلی مهم است که شما روشهای مدیریت ترس را بلد باشید. گاهی اوقات هم بهتر است به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید تا به شما کمک کند ترسهایتان را از بین ببرید. در برخی موارد هم باگذشت زمان و بهمرور میتوانید با این ترسها مقابله کنید.
به یادگیریتان ادامه بدهید
اینکه بخواهید به پتانسیل و تواناییهای کامل خودتان دست پیدا کنید کمی مبهم و گمراهکننده است، چون زندگی هرروز چیزهای جدید به شما یاد میدهد و شما باید تجربیات بیشتری کسب کنید.
بهجای اینکه به این فکر باشید که از نهایت پتانسیل و توانایی خودتان استفاده کنید، به ظرفیت و تواناییهای خودتان سطح و میزان بدهید و تصور کنید که هر چه زمان میگذرد این سطح هم افزایش پیدا میکند و هر بار که به این سطح نزدیکتر میشوید درواقع در آن زمانی از حداکثر پتانسیل خودتان استفاده میکنید.
این مسئله به این معناست که در صورت وجود فرصتهای جدید برای یادگیری، باید از آنها استقبال کنید یا بهتر است بگوییم که باید به این فرصتها بهدرستی توجه کنید، چون هر چیزی هم ارزش یادگیری ندارد. گاهی اوقات ممکن است از دیگران مشاوره نامربوط یا اطلاعات غلطی دریافت کنید و این وظیفه شماست که بفهمید چه چیزی ارزش نگهداشتن را دارد و چه چیزی را باید کنار گذاشت. درعینحال یادتان باشد چه شما متوجه باشید و چه نه هیچوقت رشد و تغییر باگذشت زمان متوقف نمیشود.
کارهایی که باعث اتلاف وقتتان میشوند را به حداقل برسانید
دنیا پر از کارهایی است که فقط وقتتان را هدر میدهند و میتوانند تلاش شما برای رسیدن به موفقیت را بیاثر کنند و از بین ببرند. شما نباید وقتتان را با پرداختن به فعالیتهای بیهوده هدر بدهید و اتلاف وقت کنید؛ مگر اینکه این کارها برای استراحت موقت شما باشند.
برای همین شما نباید وقت زیادی را در شبکههای اجتماعی بگذرانید یا کلی وقت صرف بازیهای ویدئویی کنید یا زمانتان را با فعالیتهای ناسالمی مثل مصرف مواد مخدر یا تفریحات ناسالم هدر بدهید.
ممکن است بپرسید مصرف مواد یا مشروبات الکلی هم جزو مواردی است که وقت را هدر میدهند؟ صدالبته که همینطور است! خیلیها برای رسیدن به آرامش موقتی و فراموش کردن مشکلات زندگیشان درگیر این موارد میشوند.
شاید این کارها سرگرمکننده باشند، اما دیر یا زود عواقب آنها گریبان گیرتان میشود و مجبورید وقت زیادی را صرف مشکلات ناشی از مصرف مواد و مشروبات الکلی کنید. سایر فعالیتهای سالم تفریحی هم باید در حد اعتدال انجام شوند. رمز موفقیت در هر کاری داشتن اعتدال است.
از طرف دیگر، اتلاف وقت فقط به اوقات فراغت محدود نمیشود. اتلاف وقت در کار هم به شکلهای مختلفی انجام میشود. مثلاً وقتی باید روی کارتان تمرکز کنید، ممکن است حواستان را بهجای دیگری معطوف کنید یا فکر و خیالات بیربط به سرتان بزند.
سعی کنید دقیق برنامهریزی کنید. حواستان باشد که ممکن است بیشتر از اینکه به کارهای اصلی بپردازید، زمان زیادی را صرف کارهای بیاهمیت کنید. پس همه کارهایی که میکنید را بهحساب کارهای مولد و تأثیرگذار نگذارید.
درگیر کار و تلاش بشوید
رسیدن به هر چیز قابلتوجه و شایسته به کار و تلاش نیاز دارد. همانطور که همیشه میگویند: هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد! مدرک یکشبه به دست نمیآید، موفقیت یکروزه محقق نمیشود، مهارت یکدفعه کسب نمیشود؛ پیشرفت کردن و استاد شدن در هر کاری به تلاش و پشتکار نیاز دارد.
کاری که قرار است بکنید را با تمام قوایتان انجام بدهید. این مورد فقط به وظایف شغلیتان محدود نمیشود. در هر زمینهای که فعالیت میکنید، چه شغلی باشد، چه سرگرمی و چهکارهای خانه، سعی کنید آن را به نحو احسن انجام بدهید. کارتان را با دقت کامل جلو ببرید و اگر نمیدانید چطور باید آن را به بهترین شکل انجام داد سعی کنید یاد بگیرید. با تعالی داشتن در هر زمینهای، میتوانید به رضایت خاطر برسید.
نقصهایتان را بپذیرید
اجازه بدهید یکچیزی را اینجا مشخص کنیم: استفاده از نهایت توانایی یا پتانسیل به این معنا نیست که شما باید انسان کامل و بدون نقصی باشید. حقیقت این است که هیچ رابطهای، مهارتی و یا شغلی هیچوقت به حد کمال نمیرسد و همیشه یک سطح بالاتر از آنهم وجود دارد. هر رکوردی یک روزی شکسته میشود و نمیشود انتظار داشت همیشه همهچیز کامل و بیعیب و نقص باشند.
پس یادتان باشد درعینحال که سعی میکنید از حداکثر ظرفیت و تواناییهایتان استفاده کنید، این را هم در نظر داشته باشید که نمیتوانید در همه کارها بیعیب و نقص و بدون اشتباه باشید.
هر اشتباهی که مرتکب میشوید درواقع گامی به سمت دستیابی به تواناییهای بالقوهتان است، چون باعث برجسته شدن نقاط ضعفتان میشود و میفهمید که باید روی این مناطق بیشتر کارکنید. پس از اشتباهاتتان درس بگیرید، رشد کنید و خودتان را با هر شرایطی وفق بدهید.
استراحت کنید، آرامش داشته باشید و از خودتان مراقبت کنید
زندگی گاهی اوقات واقعاً خستهکننده میشود و ممکن است برای دستیابی به اهدافتان خیلی سختی بکشید. واقعیت این است که انسانها بدون استراحت کردن و آرامش داشتن نمیتوانند کاری از پیش ببرند.
استرس باعث ترشح هورمون کورتیزول در بدن میشود. این هورمون به شما کمک میکند تا از پس شرایط و موقعیتهای سخت بربیایید و تنش و اضطراب را در بدن کاهش میدهد؛ اما وقتی شما همیشه استرس دارید، همیشه کار میکنید و هیچ استراحت و آرامشی ندارید، این هورمون هم بهطور مداوم در بدنتان ترشح میشود و سلامتیتان را به خطر میاندازد.
کار زیاد و نداشتن استرس باعث اضطراب همیشگی، افسردگی، تشدید بیماریهای روانی، تشدید مشکلات جسمی، فرسایش سیستم ایمنی بدن و عقب ماندن شما برای رسیدن به اهدافتان میشود. اگر سرتان خیلی شلوغ است و مشغله زیادی دارید باید زمانی را هم به استراحت کردن، آرامش داشتن و مراقبت از خودتان اختصاص بدهید.
به همان اندازه که به کار و تلاشتان اهمیت میدهید باید به استراحت و مراقبت از خودتان هم اهمیت بدهید. این مورد را در برنامه روزانهتان لحاظ کنید و حتماً به آن توجه داشته باشید، چون این کاری یکی از اساسیترین و مهمترین مسئولیتهای شماست! خواب منظم، ورزش کردن، به تعطیلات رفتن و اختصاص دادن زمان برای خود، همه و همه بهسلامتی شما کمک میکنند. شما باید به ذهن و بدنتان احترام بگذارید و به آنها توجه کنید وگرنه خیلی زود از پا میافتید.
تکرار کنید
همه این مراحلی که گفته شد را تکرار کنید و از آنها چرخه منظمی برای خودتان بسازید. اهدافتان را تعیین کنید، بفهمید که چطور باید به آنها برسید، برنامهریزی کنید، کارکنید، به نتیجه برسید و دوباره همهچیز را تکرار کنید.
گاهی اوقات ممکن است این وسط اتفاقات غیرمنتظرهای پیش بیاید که برنامههای شما را عوض کنند یا به تأخیر بیندازند. هیچ مشکلی نیست. میتوانید برنامهتان را مطابق با این اتفاقات تنظیم کنید. این اتفاقات بخشی از زندگی همه ما هستند پس باکمال میل آنها را قبول کنید و با نهایت تلاشتان ادامه بدهید تا به هدف برسید.