
مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده طلوع زندگی نو
پدر و مادر یکچیز را باید بهروشنی بدانند و آن این است که از طریق جروبحث و مشاجره با فرزندان نمیتوان به نتیجه مطلوبی رسید، چه در آن مشاجرات والدین پیروز شوند و چه فرزندان. بدون شک تربیت فرزندان از اساسیترین کارکردهای خانواده است و یکی از ملزومات تربیت مؤثر فرزندان این است که والدین سعی کنند بچههایشان را با در نظر گرفتن شرایط و احساسات موجود در زمان حال درک کنند.
درگذشته جامعه بهطور کامل حامی والدین بود. بچهها باید صد درصد مطیع پدر و مادرشان میشدند و هیچ نظری نمیدادند. امروزه بچهها انتظار دارند که حقوقی برای خودشان داشته باشند و بهعنوان یک انسان با آنها رفتار شود. اگر پدر و مادرها مایلاند که فرزندشان را درک کنند باید به شرایط فرهنگی و آدابورسومی که بچه در آن بزرگ میشود، توجه داشته باشند.
تغییرات قابلتوجهی از گذشته تا امروز در جامعه به وجود آمده، اما اگر والدین میخواهند یک رابطه دوستانه با فرزندشان برقرار کنند و در آموزش آنها مؤثر باشند باید خودشان، اعمالشان، انتظارات و اهدافشان را بهخوبی بشناسند. در این مبحث به چند اصول اساسی که در تربیت فرزندان اهمیت زیادی دارد اشاره میکنیم.
نظم و انضباط
در نظم، موضوع موردبحث ما تنها پاکیزگی و آراستگی نیست. ما باید افکار، احساسات، عقاید و رفتارمان را بهسوی نظم و انسجام قاطع سوق دهیم. در اینجا میتوانیم از نقش مؤثر والدین و روشی که اعضای خانواده به حقوق یکدیگر احترام میگذارند و مسئولیتهایشان را برآورده میسازند یاد کنیم. مذهب میتواند برای رسیدن به نظم و ثبات و یکپارچگی نقش مهمی را در زندگیمان ایفا کند. با دستیابی به نظم در خانه خودمان میتوانیم به ایجاد نظم در جهان و برقراری صلح و شادی در میان همنوعان نیز کمک کنیم.
صلح و سازش
دومین اصل آن است که اجازه ندهیم تضاد و ناسازگاری در عقاید موجب جنگ و درگیری پرخاشگرانه شود. والدین بهخوبی میدانند که کدام نوع از بحث و گفتوگوهایشان منجر به توافق و کدام منجر به اختلاف و ناسازگاری میشود. یکچیز باید برای همگی ما روشن شود و آن این است که نمیتوانیم از طریق جروبحث و مشاجره به نتیجه مطلوبی برسیم، چه در آن مشاجرات پدر و مادر پیروز شوند و چه فرزندان. والدین هرگز نباید خودشان را درگیر دعواهای بچهها بکنند اما باید با حفظ فاصله بهترین راه را انتخاب نمایند. هر چه والدین کمتر دخالت کنند بیشتر و بهتر به نتیجه میرسند؛ بنابراین ما بهعنوان والدین باید کنار بنشینیم و تنها زمانی دخالت کنیم که بدانیم حرف یا عملکردمان مثمر ثمر واقع شود.
البته همیشه باید جلوی کتککاری بچهها را بگیریم. وقتی بچههای کوچک دادوبیداد سر میدهند پدر و مادرها میتوانند با ایجاد یک نوع سرگرمی و با گفتن داستانی خندهدار فکر و ذهن آنها را منحرف کنند. باید به فرزندانمان یاد بدهیم که برقراری صلح و آرامش در خانه اولین گام برای رسیدن به صلح در کل جامعه است.
تشویق
سومین اصل که در تمام مذاهب و مدارس روانشناسی مورد تائید است، تشویق کردن است. اگر فرزندانتان را باور داشته باشید میتوانید شجاعت را در آنان تقویت نمایید. هرگز آنها را ناامید و دلسرد نکنید، بلکه با درک عیبها و ضعفهایشان آنها را دوست بدارید و به آنان اعتماد و اطمینان داشته باشید.
هدایت معنوی
آخرین اصل از اصول چهارگانه، هدایت معنوی و مذهبی است. اگر بچهها را به حال خود رها کنیم آنان معیارها و ملاکهایی برای خود خواهند ساخت که ممکن است خیلی مفید و ارزشمند نباشد و اصول پایه ما که همان نظم و ثبات است را برآورده نسازند. مهمتر از همه آن است که آنها مسیرشان را گم میکنند و قدرت و تواناییشان را باور نمیکنند. چنین بچههایی به والدینشان احترام نمیگذارند و به مردم دیگر نیز توجهی نمیکنند و غرق در علائق خودشان میشوند. سرانجام آنها ممکن است کاملاً تحت تأثیر اصول خوشایند قرار بگیرند. این اصول بهغیراز اثرات منفی که به همراه دارد پیوند آیندهشان را نیز با خطر روبهرو میکند. برای پدر و مادری که دارای ایمان مذهبی هستند ترس از خداوند در این شرایط حائز اهمیت است. امروزه تأثیر این عقیده بیش از گذشته است؛ بنابراین کسی که از خدا میترسد کسی است که تمام سعی خودش را میکند که به خاطر عشق به خداوند، اطاعت از فرمان و حکم الهی را سرلوحه زندگیاش قرار دهد و این حکم الهی همان قوانینی است که باعث زندگی بهتر و کاملتر ما انسانها میشود.