
بهاره ریاحی
تنها چیزی که در زندگی پایدار است، تغییر است. تغییر به معنای رشد است. بهجای اینکه در برابر تغییر از خودتان مقاومت نشان دهید، یاد بگیرید که چگونه خودتان را با آن سازگار کنید.
چگونه تغییر کنیم و اهمیت تغییر در زندگی چیست؟
چگونه تغییر کنیم؟
چگونه رژیم لاغری خود را حفظ کنیم؟
چطور میتوانیم عادت کتاب خواندن را در خودمان به وجود بیاوریم؟
برای تغییر عادتهای خودمان، اطرافیانمان و کارکنانمان باید از کجا شروع کنیم؟
…
اهمیت تغییر زندگی چیست؟
همهی ما اغلب در برابر تغییر مقاومت میکنیم و درک نمیکنیم که تغییر زندگی بهخودیخود امری دائمی است و باید اهمیت تغییر در زندگی را درک کنیم.
حتی اگر در برابر تغییر زندگی مقاومت داشته باشید یا از آن اجتناب کنید، بازهم به زندگی شما وارد میشود. هنگامیکه خودتان تغییری را به زندگیتان وارد کنید، چون خواستهی خودتان بوده است، پذیرش آن نیز برایتان آسانتر خواهد بود.
من از جوانی از تغییر کردن استقبال میکردم. در طی سالیانی که زیستهام، در ۵ کشور و ۲۵ آپارتمان مختلف زندگی کردهام. ۵ مدرسه عوض کردهام و حدوداً ۵ شغل مختلف داشتهام. تغییر زندگی در ابتدا کمی دشوار و آزاردهنده است، اما پس از مدتی تا حدی به آن عادت میکنید که اگر برای مدتی در اطرافتان تغییری نباشد، شروع میکنید به جابهجا کردن وسایل در خانهتان تاکمی تغییر را احساس کنید.
تغییراتی که از جابهجایی از کشوری به کشور دیگر برای من اتفاق افتادند، شخصیت مرا تحت تأثیر قراردادند. این تغییرات باعث شدند که من شخصیت منعطفتر و فکر بازتری پیدا کنم. اکنون، تفاوتهای فرهنگی را درک میکنم و از تمایز بین اقشار جامعه لذت میبرم. هر شغلی که عوض کردم، دانش و تجربهی جدیدی را برای من به همراه داشت؛ درنتیجه، جدا از تجربیات حرفهایای که به دست آوردم، آموختم که چگونه اختلافات را با همکارانم حل کنم و یا با رئیسی غیرقابلتحمل کارکنم.
تغییرات شغلی برایتان اعتمادبهنفس به ارمغان خواهند آورد. تمام این تغییرات برای من درکی را به همراه داشتند تا بفهمم که از زندگی چه میخواهم.
بزرگترین تغییر در زندگی من زمانی اتفاق افتاد که ازدواج کردم. این تغییر عشق، آرامش و آسایش را به زندگیام هدیه کرد؛ درنتیجه، فرد جدیدی در من بهعنوان همسر، مادر و زنی شاد متولد شد.
درنهایت، تغییر بزرگی که در زندگی خود ایجاد کردم، ترک شغل خوب قبلی و در آغوش کشیدن علاقهی بسیارم به نوشتن بود که برای من شادی و رضایت را به ارمغان آورد.
بهطورکلی، وقتی به گذشته نگاه میکنم، به این نتیجه میرسم که تمام چیزهای خوبی که در زندگی داشتهام حاصل تغییراتی هستند که درگذشته اتفاق افتادهاند.
بهطورمعمول، افراد از تغییر اجتناب میکنند و ترجیح میدهند که در منطقهی امن خود باقی بمانند، اما من عمیقاً اعتقاددارم که زمانی که شجاعت تغییر را پیدا کنید و اولین گام را برای تغییر زندگی بردارید، زندگیتان بسیار بهتر خواهد شد.
مزایای تغییر در زندگی چیست؟
رشد شخصی
هر زمان که تغییر در زندگی حاصل میشود، رشد میکنید، چیزهای جدیدی یاد میگیرید و به جنبههای مختلف زندگیتان نگاهی تازه خواهید داشت. حتی تغییراتی که نتیجهی دلخواه شما را نداشتند نیز درسهایی را به شما خواهند آموخت.
انعطافپذیری
تغییر زندگی بهصورت مداوم باعث میشوند که راحتتر با موقعیتهای تازه، محیطهای جدید و افراد تازه منطبق شوید؛ درنتیجه، ازآنچه بهصورت غیرمنتظره اتفاق میافتد، هراسان نخواهید شد.
اصلاحات
در زندگی همهی ما مواردی مانند اوضاع مالی، شغل، پارتنر و خانه وجود دارند که دوست داریم آنها را بهبود دهیم. این مسئله را نیز میدانیم که اصلاحات بهخودیخود انجام نمیشوند؛ باید کارها را به شیوهی متفاوتی انجام دهیم تا این تغییرات رخ دهند. بدون تغییر و البته درک اهمیت تغییر زندگی، هیچ بهبودی وجود نخواهد داشت.
ارزشهای زندگی
برخی اوقات، پیش میآید که با تغییر، تجدیدنظری در زندگی خود کنید و به جنبههای مشخص، از دیدگاه متفاوتی بنگرید. این تغییرات با توجه بهنوعی که دارند، ممکن است حتی ارزشهای زندگی شما را تقویت کنند.
اثر گلولهی برفی
ما در سیر تغییر زندگی اغلب به این دلیل ناامید میشویم که نمیتوانیم از عهدهی وظیفهی دشوار ایجاد تغییر در زندگی بزرگ و سریع برآییم. اینجا همان نقطهای است که تغییرات کوچک ارزشمند میشوند. اگر هر بار تغییر کوچکی ایجاد کنید، درنهایت میتوانید به هدف دلخواه خود برسید.
قدرت
یکی از دلایل اهمیت داشتن تغییر زندگی، قدرتمند شدن است. همهی تغییرات به لحظات شاد و خوشایند در زندگیتان منجر نمیشوند. متأسفانه، ما در افسانهها زندگی نمیکنیم و اتفاقات ناگوار نیز در اطراف ما رخ میدهند. گذراندن دورههای سخت زندگی و ایجاد تغییر در زندگی، از شما فردی قویتر میسازد.
پیشرفت
تغییر جرقهی پیشرفت است. باوجود تغییر است که مسائل روبهجلو میروند و پیشرفت میکنند.
فرصتها
هیچکسی نمیداند که اهمیت تغییر زندگی چیست یا تغییر چه نتایجی را به همراه خواهد آورد. بهطور حتم، وقتی از مسیر معمول خود خارج میشوید، فرصتهای مختلفی در انتظار شما هستند. تغییرات انتخابهای جدیدی را برای شادی و رضایت به شما هدیه خواهند داد.
شروع جدید
هر تغییر در زندگی به معنای عوض کردن صفحهای از زندگی است. درواقع، میتوان گفت که فصلی را میبندید و فصل جدیدی را شروع میکنید. تغییرات به زندگی شما هیجان و آغازی جدید میبخشند.
روتین (روال)
آیا فیلم عجیبتر از داستان را به یاد میآورید؟ شخصیت اصلی فیلم، هورالد کریک ، سالها کار یکسانی را انجام میداد. به معنای واقعی کلمه، وی عروسکی پیشبینی پذیر بازندگی یکنواختی بود. زندگی شما نیز بدون تغییر چنین چیزی خواهد شد؛
بنابراین، دفعهی دیگر که در مقابل تغییر زندگی مقاومت یا اجتناب کردید، تلاش کنید تغییری را به زندگی خود وارد کنید که سبب میشود بهجایی برسید که دوست دارید.
چگونه تغییر کنیم؟
برای هر تغییر در زندگی سه بخش اساسی وجود دارد فیل، فیلسوار و مسیر.
فیلسوار: یا قسمت منطقی و تحلیلی وجود ما که هدفگذاری میکند و آیندهنگر است.
فیل: که نماینده قسمت احساسی ماست، راههای آسانتر را انتخاب میکند، به دنبال منافع کوتاهمدت است و درگیر فعالیتهای روزمره است.
مسیر: بیانگر شرایط محیطی در تغییر است.
فیلسوار، در این مثال، میتواند فیل را هدایت کند، اما زمانی که تلاش میکند فیل را در خلاف جهت تمایلش حرکت دهد فیل بهسرعت خسته میشود. فیل، از طرف دیگر، انرژی دارد تا حرکت کند، اما مایل است در مسیر آشنا بماند. بهعبارتدیگر، تلاش زیادی لازم است تا فیلسوار فیل را در مسیری که نمیخواهد هدایت کند. بنابراین ایجاد راهی که فیل انگیزه و تمایل به دنبال کردن آن داشته باشد بسیار مهم است. اما حتی اگر فیلسوار خوبی داشته باشیم و بهخوبی آینده را ببیند و هدفگذاری کند، فیلمان هم پرانرژی باشد و حرکت کند، اما مسیری برای حرکت وجود نداشته باشد و یا مسیر پیچیده و غیرقابلعبور باشد بازهم به نتیجه نخواهیم رسید.
بخش اول: هدایت فیلسوار
در بخش درباره هدایت فیلسوار صحبت میشود؛ اینکه چگونه میتوانیم بخش منطقی خود و اطرافیانمان را بهخوبی هدایت کنیم تا به جوابهای درستی برسد و بهتر عمل کند.
یافتن نقاط روشن: ذهن ما برای اینکه از گذشته به دنبال رفع تهدید بوده مسائل نقاط تاریک و منفی را بیشتر میبیند اما در مسائل مشکلات باید به دنبال نقاط روشن بگردیم. باید ببینیم که چه فرصتهایی وجود دارد.
برنامهریزی حرکات مهم: بسیاری از اوقات مقاومت ما یا کارکنان ما در برابر تغییر بهاینعلت است که برای آنها شفافیت کافی وجود ندارد. برای اینکه فیلسوار شما بهخوبی از عهده وظایفش بربیاید باید حرکات مهم بسیار ساده و شفاف مشخص شوند. مثلاً بهجای اینکه به مردم بگویید چربی کمتری بخورند باید بگویید از شیر کمچرب استفاده کنند. این راهحل مشخصتر و مؤثرتر است.
مشخص کردن مقصد: تغییر زندگی زمانی که بدانید به کجا میروید و چرا ارزشش را دارد آسانتر است. تصاویر بزرگ انتزاعی به کار نمیآید، مطمئن باشید که مسیر برای فیلسوار مشخصشده است. تمامی افراد و شرکتهای موفق دید روشنی از مقصد خودشان از آینده داشتهاند.
بخش دوم: انگیزه دادن به فیل
در بخش دوم به توضیح روشهای تشویق فیل میپردازد. برای هدایت قسمت احساسی مغز نویسندگان پیشنهادهایی را مطرح میکنند:
یافتن احساسات : فیل شما با دلیلی و منطق حرکت نمیکند برای انرژی دادن به فیل یا همان بخشی احساسی وجودتان باید احساس فراهم کنید. شاید رفتن به سر کلاس مشکل باشد اما وقتیکه دفتر و خودکار جدیدی دارید، اوضاع فرق میکند و برای حاضر شدن سر کلاس و استفاده از وسایل جدید لحظهشماری میکنید.
کوچک کردن تغییرات : تغییرات را آنقدر کوچک کنید تا دیگر فیل را نترساند و احساس کند در حال پیشرفت در مسیر تغییر است. برای ما خواندن کتاب ۰۰۲ صفحهای که به ۰۲ بخش ۰۱ صفحهای تقسیمشده است، آسانتر است تا خواندن یک کتاب ۰۰۲ صفحهای که هیچ بخشبندی ندارد. به دنبال موفقیتهایی که در کوتاهمدت به دست میآیند باشید و تغییر زندگی را تبدیل به قسمتهای کوچک و قابلدرک کنید.
پرورش افراد : برای تغییر در زندگی، افراد را رشد دهید و آنها را بزرگ کنید. به آنها احساس هویت بدهید. اینکه یک نظافتچی بیمارستان تصور کند که آشغال جمع میکند برای او انگیزهبخش نیست اما دانستن اینکه در حال کمک به بیماران و نیازمندان است به او هویت و ارزش میدهد.
بخش سوم: شرایط و تغییر محیط
بخش نهایی درباره ساختن شرایط و محیط تغییر صحبت میکند. اگرپیشنهادات دادهشده در بخشهای اول و دوم را برای تغییر زندگی دنبال کرده باشیم، فیلسوار را هدایت کرده و در فیل انگیزه ایجاد کردهایم. حال میتوانیم نگاهی بیندازیم بهروشهای زیر تا راه را تا حد ممکن آسان کنیم:
تغییر محیط : بهطور عادی پیشفرضمان این است که دلیل بروز مشکلات افراد هستند درحالیکه در واقعیت مشکلات اغلب وابسته به شرایط است. ایجاد تغییرات کوچک در محیط، انجام تغییر را بسیار آسانتر میکند. به خاطر داشته باشید که افراد راهی را میروند که کمترین مقاومت را ایجاد میکند. بهعنوانمثال شما وقتی در خودپرداز پول را بعد از کارت به مردم تحویل میدهید، امکان فراموشی برداشتن کارت تقریباً صفر میشود.
ایجاد عادات : فیلسوار زمانی که تصمیمات زیادی برای گرفتن داشته باشد خسته میشود، بنابراین عادتها مثل خلبان خودکار هستند و به کمک آنها میتوان مسیر را شکل داد و بدون صرف انرژی زیاد فیل را هدایت کرد. بنابراین باید کارهایی را برای خودمان عادت کنیم. بهعنوانمثال داشتن یک چکلیست به ایجاد عادت کمک زیادی میکند.
هدایت کردن جمعیت : رفتارها مسری است، به گسترش آنها کمک کنید. افراد هنگام تغییر زندگی در شرایط مبهم و ناشناخته دیگران را دنبال میکند. با تبلیغ رفتارهای مثبت از این موضوع به نفع خود استفاده کنید.
قرار نیست انسانها رشد خود را متوقف کنند. درواقع، هیچ موجود زندهای روی زمین از حرکت، تغییر و رشد بازنمیایستد. همهی ما موجودات زندهای هستیم که به سمت بهتر شدن پیش میرویم. در حال حاضر، از «بازآفرینی» بهعنوان اصل اساسی پیشرفت در زندگی یاد میشود.
اما چگونه تغییر کنیم و برای سازگاری با تغییر آماده شویم؟
من میخواهم مقدمهی همهی اینها را بیان کنم و بگویم که بازآفرینی تمام آن چیزی نیست که بخواهید در جستوجویش باشید و برای دستیابی به آن تلاش کنید، بلکه تفاوتی وجود دارد.
برای تغییر از کجا شروع کنیم؟
جستوجوی یک دستاورد معمولاً به معنای رسیدن به نقطهی پایان است. شما جام را برنده میشوید و سپس کارتان تمام میشود. این همان چیزی نیست که شما بخواهید برایش هدف تعیین کنید، زیرا بهمحض اینکه بگویید «کارتان تمامشده است» دیگر به خودتان رسیدگی نمیکنید و انگیزهای ندارید؛ این بدان معناست که تغییر زندگی شما و رشدتان متوقف میشود؛
بااینحال، بازآفرینی پایان کار را باز میگذارد که درواقع ویژگی خوبی است. بازآفرینی همان چیزی است که به شما امکان میدهد فرصتهای بیپایان را برای ادامهی کاوش در بخشهای جدیدی از خود ادامه دهید. اکتشاف رشد است و این موضوع کاملاً درونی و باطنی است. هر زمان که چیزی در مورد خود پیدا کردید که بخواهید آن را تغییر دهید، باید به دنبال راهی برای بازآفرینی آن باشید.
در ادامه برای پاسخ به پرسش چگونه تغییر کنیم ۷ مورد را بیان کردهایم:
قدم اول برای پاسخ سؤال چگونه تغییر کنیم؟ نگاه کردن است، امانگاه کردن از بیرون.
تصور کنید که مجسمهساز هستید. مجسمهساز به قطعات سنگ نگاه میکند و بیوقفه راههای جدیدی را برای شکل دادن به آن امتحان میکند. اگر او به راهی برای تغییر فکر کند، به این معناست که هیچ وابستگی عاطفیای وجود ندارد. درواقع، اینگونه است که شما باید برای تغییر در زندگی خود بهعنوان یک اثر هنری که همیشه در حال تغییر و پیشرفت است ببینید. وقتی چیزی را مشاهده میکنید که دوست ندارید، نیازی نیست که ناراحت شوید یا ارزش خودتان را پایین بیاورید؛ در عوض، مانند یک هنرمند فقط به کارتان بپردازید و برای آن تلاش کنید.
قدم دوم: عادات مرتبط با موردی که میخواهید تغییر دهید را پیدا کنید
اغلب، افراد بهجای عاداتی که در وهلهی اول شکل میدهند، بیشازحد روی چیزی که میخواهند تغییر دهند، تمرکز میکنند؛ بهعنوانمثال، آنها سعی میکنند اضافهوزن خود را با انجام بسیاری از تمرینات هوازی کاهش دهند، بدون اینکه درک کنند مشکل از رژیم غذایی نامناسبشان است. برای ایجاد تغییر در خود باید ابتدا عادت ایجادکنندهی این ویژگی را بیابید و سپس آنها را بهدرستی تنظیم کنید.
قدم سوم: هرروز تمرین کنید
فرایند تغییر در زندگی چیزی نیست که شما برخی روزها به آن پایبند باشید و روزهای دیگر از آن فارغ شوید، بلکه نوعی سبک زندگی است که به تلاش روزانه نیاز دارد. درزمانی که عادت جدید جایگزین عادت قدیمی شود، دیگر به تلاش آگاهانه نیازی نخواهید داشت.
قدم چهارم: اهداف واقعبینانهای را تعیین کنید
شما نمیتوانید فقط یک روز صبح از خواب بیدار شوید و بگویید که «دیگر قرار نیست بیتاب باشم!». درواقع، با تأیید یک عادت بد بلافاصله در جهت رفع آن گام برنمیدارید، بلکه لازم است برای تغییر زندگی به خودتان کمک کنید. شما میتوانید در جلسهی گروهتان، که هرروز صبح برگزار میشود، اهداف خود را تعیین کنید تا صبورتر باشید. از آن بهعنوان یک فضای تمرینی و یادآوری ناخودآگاه ازآنچه باید تمرین شود، استفاده کنید. چند هفته روی آن تمرکز کنید و سپس به سمتش حرکت کنید.
قدم پنجم: پیوسته به آینه نگاه کنید
هنگامیکه شما از توقف امتناع میورزید و از تماشای انعکاس خود دوری میکنید، اوضاع کمی خطرناک میشود. برای وضعیت «برو، برو، برو» و نیز برای تأمل کردن، زمان و مکان مشخصی وجود دارد. هریک از این موارد لازم و ضروری است و بهسرعت متوجه خواهید شد که اگر زمان بگذارید و موارد دشواری را از خودتان بپرسید، از مسیر خارج میشوید و نمیدانید که چگونه به آنجا رسیدهاید.
قدم ششم: با افرادی معاشرت کنید که با شما صادقاند و حقیقت را میگویند
اگر تمام اطرافیان شما را تأیید میکنند، به این معناست که با مشکلی جدی روبهرو هستید و نیاز بیشتری به تغییر زندگی خوددارید. شما به افرادی نیاز دارید که با طرح سؤالات مناسب بتوانند شما را به چالش بکشند و از گفتن حقیقت به شما نترسند. دریافت این نوع بازخوردها برای رشد و پیشرفت درونی بسیار ضروری است.
قدم هفتم: ریسک کنید
با ادامه دادن مسیری که در حال حاضر در آن گام برمیدارید، هرگز به شخصی که میخواهید باشید، تبدیل نخواهید شد و به اهدافتان دست پیدا نخواهید کرد. لازمهی رشد شما این است که از منطقهی امن خود خارج شوید، ریسک تغییر زندگی خود را بپذیرید و جهش ناخوشایند به سمت ناشناختهها را انجام دهید؛ در غیر این صورت، برای همیشه در همانجایی که هستید باقی خواهید ماند.